قهرمان ميرزا عين السلطنه

3437

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خوش‌صحبتى است . جناب وارد شد . بعد از معانقه و حال و احوال‌پرسى و شكايت بيشمار او از راههاى اينجا خصوصا از راه « خوب كوه » مكتوبى از بغل خود بيرون آورده و به من داد كه از حضرت شريكه بود . نامهء شعاع الدين ميرزا و اخبار كابينه چون مدتها بود چشم به خط مبارك آن دوست عزيز برادر باجان برابر روشن نشده بود نامه را بوسيده با شوق و شعف تمام گشودم . پس از حال و احوال‌پرسى و عبارات مسجع و مقفى دربارهء افخم الدوله مرقوم رفته بود از اخبارات كابينه آخر است يا مرگ يا نجات . مستوفى الممالك رئيس الوزراء ، عين الدوله وزير داخله ، فرمانفرما وزير جنگ . با كمال تعجب گفتم ما كه ( در اين موقع جهانگير پسر كدخدا به زمين خورده صداى توپ كرد كه من از جا جستم . ديدم رطيل بسيار بزرگى نقش وسط اطاق افتاد ! ما از دست مار و رطيل بايد جلاى قلعه را بكنيم ) سبحان اللّه باز كابينه عوض شد . باز عين الدوله وزير داخله شد ، نواب وزير خارجه ، صنيع الدوله وزير ماليه يعنى چه . صنيع الدوله كه مقتول شده خوب شايد مخبر الملك صنيع الدوله شده . مردم در مسجد جامع اجتماع دارند . صحبتها از مواجبهاست و مجلس سنا . صدر السلطنه رئيس مسجديان است . يك مرتبه ملا رضى گفت صبر بفرمائيد من ماه ذيقعده از طهران خارج شدم اين مكتوب را آن‌وقت شعاع الدين ميرزا نوشت . آمدم كركبود زمستان سخت شد نتوانستم خدمت شما برسم نه طهران بروم . اين ايام پاكت را روانه طهران كردم كه اين كاغذ حالا كهنه شده شما جديدا و مفصلا شرحى مرقوم داريد . حالا ظهر ورقه را ملاحظه كنيد شايد از تنبلى كاغذ را تجديد نكرده آنجا چيزى نوشته باشند همين كار را كردم ، ديدم در ظهر ورقه مرقوم شده : يادداشت شعاع الدين ميرزا قربانت شوم جناب ملا رضى به جهت گرفتن راهها از برفهاى شگرف امسال پس از شش ماه عريضهء مفصل را عودت داده و خواهش تجديد و تكثير در عريضه و مقدار كرده . چون از صرفه دور بود كاغذ هم حاضر نبود به ياد پشتتان در پشت همان جسارت مىشود . جناب ملا رضى آن‌وقت كه زير بار مخارج زمستان عيال نيفتاده بود حالش معلوم ، حاليه ديگر معلوم‌تر است به چه احوال مىباشد . از حال فقرا خودتان بهتر مسبوقيد . باقى ديگر به كرم خودتان محول است . اخبارات تغيير حكومتهاى كرمانشاهان ، عربستان ، عراق ، لرستان ، مازندران ، ملاير ، قم ، كرمان ، فارس همه آمدند و